رستوران سر کوچه


معده ی پر ، همیشه موجب رضایت نیست ، احساس می کنم خوک بزرگی هستم که تا خرخره از لجن پر شده ...

سرم را که بلند کردم دیدم خیره نگاهم می کند ، زل زدن به مردم این طرف ها زیاد باب نیست ، فکر کردم از این الکلی های معمولی است که صبح تا شب گوشه ای می نشینند ، سرشان توی خمره ی خودشان است و بی آزار . سرم را پایین انداختم و مشغول نوشتن شدم . بعد از مدتی دوباره نگاهش کردم ، داشت روی میز کاری می کرد که نمی دیدم . موقع بیرون رفتن نیم نگاهی به میزش انداختم ، طراحی می کرد . از خودم خجالت کشیدم ... فکر کردم اگر در دلش به من گفته باشد عرب کله سیاه کثافت ، به هیچ عنوان سر پل صراط یقه اش را نخواهم گرفت ، اصلا یقه ی هیچکس را نخواهم گرفت ، این خط این هم نشان ...

/ 1 نظر / 5 بازدید
سوفیا ابراهیمی

سلام ، آیا مطالبی که در وبلاگت می نویسی جالب تر از بقیه وبلاگ ها هستن ؟ اگه وبلاگت یک وبلاگ خاصه و جالبتره سیستم وبلاگت هم باید بهتر باشه و با بقیه فرق کنه این دعوتنامه سیستم وبلاگدهی شهر الکترونیک حتما یک تستی بکن http://www.xec.ir/online/free.invite.php?id=shima&pass=1