تب نامه ی بیست و یکم

 

 

 

می روم . پیاده می روم . تا سایه ای هست، راه خواهم رفت . وقتی دیگر سایه ای نداشته باشم ، می لغزم . به خواب هایتان موذیانه می لغزم .

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
امیر

مــن با گـنـاه خـوردن يـک سـيب زنـده ام سيبي که از حوالي يک خواب چيده شد //مرسي كه يادم ميكني