صبر!!!   

من آه می کشم،

یک حسرت مداوم جانکاه می کشم.

چنگی به تابش مهتاب می زنم،

خود را به خواب می زنم!

من به تنهایی خود معتاد می شوم.

پس کی از این حبس حضور آزاد می شوم؟

لینک
دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٦ - بهار نارنج