دمی راحتی   

این شعر مال۲۲ آبان پارساله ،از بیکاری داشتم وسایلمو میگشتم یهو دلم خواست اینو اینترنتیش کنم !!!

دوست دارم که سرکوه بلندی باشم

مهر تابان شوم و نور شگرفی پاشم

سبزی باغچــه را با مه نو تاخت زنم

صوت یک چلچله با تار دلم بافت زنم

صبحــدم با غـزل زاغچه ها بر خیزم

بــوم صاف دلم از رنــگ خیال انگیزم

بی صبوری گره از زلف چمن بردارم

گام برمفرشی ازیاس وسمن بردارم

سر جاویدی دریــا به شقایق گــویم

خویش را در دل تاریکی شب برجویم

تکیــــه بر معــرفت عطر اقاقـــی بزنم

پای در غلغل این چشمه شاهی بزنم

بــــر بلنــدای اجـــابت به عبادت باشم

کوری چشم حسود اوج سعادت باشم

خوابهایم ز لطافت چو نسیمـــی باشد

آرزویــــم سیه چشم حبیبـــــی باشد

¤

ز جهان جمله تمنـــای دلم این باشد

که دمـی راحتیم بر دل غمگین باشد

لینک
جمعه ۱٩ آبان ۱۳۸٥ - بهار نارنج