آرامش به مدل من   

دیدم دیگه نمی تونم بیشتر از این تو دانشگاه بمونم. اومدم بیرون و رفتم تو اولین آرایشگاه ، گفتم موهامو مرتب کنه ، موقعی که سرمو می شست داشت خوابم می برد! بعد یک ساعت تلاش بی وقفه بالاخره گفت تمام. نگاه کردم دیدم شدم عین گیشاهای با کلاس!!!! خنده ام گرفت.حتما فکر کرد خیلی خوشم اومده . اومدم بیرون و دوباره با اون گیره ی همیشگی موهامو جمع کردم!!!  حالا اعصابم دیگه راحته و می تونم مثل خر تا بوق سگ کار کنم.

لینک
دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٧ - بهار نارنج